تبليغاتX
---×نازنین و ندا×---

---×نازنین و ندا×---

حرفهای دل وخاطرات دو دوست صمیمی

سلام

امروز صبح از وقتی بیدار شدم ذهنم درگیر بود. همش با خودم می گفتم امروز چی کار دارم؟! یکم فکر کردم گفتم خوب کلاس که ندارم تا عصر، جایی هم که نمی خوام برم پس بهتره کارای عقب موندم رو انجام بدم.

آخه می دونین دوست داشتم زودتر وقت بگذره تا بازی ایران شروع بشه خیلی نگران این بازی بودم.

اول از همه اومدم اینترنت تا یه سری از کارهام رو انجام بدم مثلا باید یه تبریک به آناهیتا می گفتم به وبلاگ دیگمون سر میزدم و... خوب باید یه خورده اخبار از بازی امروز پیدا می کردم.

بعد هم سرم رو با درست کردن یه عکس مناسب برای صفحه ی اول گروهمون گرم کردم. اصلا نفهمیدم چطور ساعت شد 1:45.

خلاصه بازی شروع شد و از اول بازی من خیلی استرس داشتم واقعا حساس بود و فقط دعا می کردم ببریم.

اما متاسفانه همون طور که خیلی هاتون دیدین باختیم و حذف شدیم و داغ قهرمانی چهارم رو دلمون موند.

اینقدر دلم گرفت که گفتم بیام و یکم تو وب بنویسم شاید حالم بهتر بشه و بتونم به کلاسم برسم.

نمی دونم باخت تقصیر کی بود ولی بالاخره پنالتی بود و شانس و حالا باید شاهد باشیم که عراق بالاتر از ما قرار می گیره..........!!!

لعنت به این شانس....

موفق باشید واسه ما هم دعا کنید

+نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت17:0توسط نازی | |

سلام

حالتون چطوره؟

بله همانطور که نازنین جون گفت ما مجبور شدیم که نقل مکان کنیم و در یک جای جدید بساطمون رو پهن کنیم!!!!!!!!

مثل اینکه باید دوباره هم معرفی کنیم!

منم ندا  ۱۸ ساله دانشجوی کامپیوتر.

امیدوارم که زود به زود بیاین به وبلاگ ما و  نظر هم بدین البته اگه افتخار بدین!

+نوشته شده در پنجشنبه 21 تیر1386ساعت0:0توسط نازی | |

سلام به همه ی دوستان

متاسفانه حالم اصلا خوب نیست چون تمام مطالب وبلاگم پریده و اصلا باورم نمیشه

همه اون خاطرات....

امیدوارم این بلا دیگه سر وبم نیاد

فکر کنم باید خودم رو معرفی کنم واسه دوستان جدید

من نازنین ۱۷ ساله دانشجوی  کامپیوتر شاخه ی نرم افزار

با دوست عزیزم ندا می خوایم تو این وب بنویسیم

ما قبلا یه وب داشتیم با همین نام تو میهن بلاگ که متاسفانه دچار مشکل شد و مطالب از بین رفت

امروز اولین ارسال رو می خوام انجام بدم امیدوارم دیگه از این مشکلات پیش نیاد

منتظر نظرات زیباتون هستم

موفق باشید

--------------------------------------------------------------------------

شب و روزم همه تو
ناله و گریه و سوزم همه تو
توی این دیار غربت
من به هرچی چشم میدوزم همه تو
شبهای تیره و تارم همه تو
فصل پاییز و بهارم همه تو
خالی از هر گونه حسرت
هر چی که تو سینه دارم همه تو
نور چشمام همه تو
قدرت پاهام همه تو
توی اوج نا امیدی
نقطه امید فردام همه تو
ماهی چشمه نورم همه تو
همه شوقم همه شورم همه تو
وقتی دنیا گله دارم
میدونم سنگ صبورم همه تو
رویای شیرین خوابم همه تو
حرف اول کتابم همه تو
واسه هر سوال مبهم
شده آخرین جوابم همه تو
اونی که چو شمع می سوزه همه من
چشم به آسمون می دوزه همه من
اونی که دلش اسیره همه من
اونی که برات می میره همه من

 

+نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت19:52توسط نازی | |