---×نازنین و ندا×---

حرفهای دل وخاطرات دو دوست صمیمی

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم
اگر خنجر دوستان,گرده ایم
گواهی بخواهید:اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم


قیصر امین پور

نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1391ساعت 9:51 توسط نازی| |

تمام سال من بی‌تو، پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس، نمی‌شنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من، یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینم، گل یأس داره می کاره
بی تو قلب جهنم هم، مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی، محاله بازی برگرده


دارم یخ می زنم بی‌تو، تا فرصت آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی، نمی‌شه حفظ ظاهر کرد
جای خالی تو داره، همه دنیام می گیره
بی تو آسون ترین کارا، واسم سخته و نفس گیره
بی‌تو هم‌صحبت شب‌هام، همین چهار دونه دیواره
بی‌تو این سقف هم سقف نیست، ازش دلتنگی می باره

تمام سال من بی‌تو، پر از سوز زمستونه
صدای خنده رو هیچکس، نمی‌شنوه از این خونه
تو رفتی و نگاه من، یه دریا درد و غم داره
یکی انگار توی سینم، گل یس داره می کاره
بی تو قلب جهنم هم، مثل خونه واسم سرده
با اون حالی که تو رفتی، محاله بازی برگرده

دارم یخ می زنم بی تو، تا فرصت آخه برگرد
تو این سرمای تنهایی، نمی‌شه حفظ ظاهر کرد
جای خالی تو داره، همه دنیام رو می گیره
بی‌تو آسونترین کار‌ها، واسم سخت و نفس گیره

نوشته شده در یکشنبه 7 آبان1391ساعت 11:1 توسط نازی| |

 

اين آهنگ عالي با صداي Adele رو از دست نديد!من كه خيلي دوستش دارم...اگه دوست داشتين گوش بديد اينجا كليك كنيد.

I heard
that you're settled down
that you
found a girl
and your
married now

I heard
that your dreams came true
I guess she gave you things
I didnt give to you

oh friend
why you so shy
aint like you to hold back
or hide from the light

I hate to turn up out of the blue uninvited
but I couldn't stay away I couldn't fight it
I hoped you'd see my face and be reminded
that for me
it isn't over

nevermind
I'll find someone like you
I wish nothing but the best
for you too
don't forget me
I beg
I'll remember you still
sometimes it lasts in love
but sometimes it hurts instead


sometimes it lasts in love
but sometimes it hurts instead
yeah

you know how the time flies
only yesterday
it was the time of our lives
we were born and bred
in a summer haze
bound by the surprise
of our glory days

I hate to turn up out of the blue uninvited
but I couldn't stay away I couldn't fight it

I hoped you'd see my face and be reminded
that for me
it isn't over

nevermind
I'll find someone like you
I wish nothing but the best
for you too
don't forget me
I beg
I'll remember you still
sometimes it lasts in love
but sometimes it hurts instead

nothing compares
no worries or cares
regrets and mistakes
and memories made
who would have known
how bittersweet
this would taste

nevermind
I'll find someone like you
I wish nothing but the best
for you too
don't forget me
i beg
I'll remember you still
sometimes it lasts in love
but sometimes it hurts instead

nevermind
I'll find someone like you
I wish nothing but the best
for you too
don't forget me
I beg
I'll remember you still
sometimes it lasts in love
but sometimes it hurts instead

sometimes it lasts in love
but sometimes it hurts instead

 

نوشته شده در سه شنبه 19 مهر1390ساعت 12:31 توسط نازی| |

بوی باران, بوی سبزه, بوی خاک,

شاخه های شسته, باران خورده, پاک

آسمان آبی و ابر سپید,

برگ های سبز بید,

 

عطر نرگس, رقص باد,

نغمهء شوق پرستوهای شاد,

خلوت گرم کبوترهای مست...

نرم نرمک می رسد اینک بهار,

خوش به حال روزگار!

 

خوش به حال چشمه ها و دشت ها,

خوش به حال دانه ها و سبزه ها,

خوش به حال غنچه های نیمه باز,

خوش به حال دختر میخک- که می خندد به ناز-

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب.

 

ای دل من, گرچه- در این روزگار-

جامهء رنگین نمی پوشی به کام,

بادهء رنگین نمی پوشی ز جام,

نقل و سبزه در میان سفره نیست,

جامت- از آن می که می باید- تهی ست؛

 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.

 

گر نکوبی شیشهء غم را به سنگ؛

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!

 

نوشته شده در چهارشنبه 25 اسفند1389ساعت 17:54 توسط ندا| |

سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد؟
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد؟

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم؟
که هر شب حُرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگی های من، تو با این جاده هم دستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی

تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم

یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم
واسه برگشتنت هر شب درا رو باز می زارم

نوشته شده در چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 12:38 توسط نازی| |

اگر شما در برابر آيينه قهقهه‌اي مستانه سردهي چشمان اشكبار را نمي‌بيني، يعني آيينه بازتاب رفتار شماست نه چيزي كم و نه بيش.

و خداوند دنيا را آيينه‌وار آفريد از اين رو هر چه كني همان ‌بيني.

هر دست كه دادند همان دست گرفتند

هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند

بر اين اساس اگر شما نسبت به ديگران وفا كرديد وفا مي‌بينيد:

وفا كن تا ببيني باوفايي

و اگر در روايات آمده است:

ارحم ترحم

يعني رحم كن تا رحم ببيني، براساس همين واقعيت است. 

نوشته شده در یکشنبه 28 آذر1389ساعت 16:17 توسط نازی| |

Design By : Mihantheme