تبليغاتX
---×نازنین و ندا×---

---×نازنین و ندا×---

حرفهای دل وخاطرات دو دوست صمیمی

 

  

سلااااااااااااااااااااام به همه ی دوستای عزیزم

امیدوارم حال همتون خوب باشه

بعد از یه غیبت سه ماه برگشتم

ببخشید من این روزها به شدت گرفتارم

ترم آخرم کارآموزی هم میرم در طول روز 12 ساعت دانشگاهم!!!!!

ولی هیچ وقت فراموشتون نکردم مرسی از لطفتون وکامنت هاتون بعد از تموم شدن امتحانها مثل قبل وبلاگ رو به روز نگه می دارم.

یه جمله برای فائقه عزیزم :آره عزیزم متوجه شدم خیلی هم ناراحت شدم احتمالا آف هام برات نیومده.خیلی دوستت دارم هیچ وقت هم فراموشت نمی کنم.

برای همتون آرزوی موفقیت می کنم.

شاد و سلامت باشید.

-----------------------------------------------------------------------------

عاقبت روزی ز خود آرام پرسیدم
 
چیستم من از کجا آغاز می یابم

گر سرا پا نور
گرم زندگی هستم
از کدامین آسمان راز می تابم

از چه می اندیشم اینسان روز و
شب خاموش
دانه اندیشه را در من که افشانده است

چنگ در دست من و چنگی مغرور

یا به دامانم کسی این چنگ بنشانده است

گر نبودم یا به دنیای دگر بودم

باز ایا قدرت اندیشه می بود ؟

باز ایا می توانسم که ره یابم

در معماهای
این دنیای رازآلود
ترس ترسان در پی آن پاسخ مرموز

سر نهادم در رهی تاریک و
پیچاپیچ
سایه افکندی بر آن پایان و دانستم

پای تا سر هیچ هستم  ‚ هیچ
هستم ‚ هیچ...

 

 

+نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت14:23توسط نازی | |

سلام به همه ی دوستای گلم

خوبید؟

سال نو مبارک

امیدوارم سال خوبی داشته باشید و به هر چی می خواین برسین

سر فرصت یه آپ درست و حسابی می کنم

موفق باشید

 

 

+نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین1387ساعت16:58توسط نازی | |

بنویس بر یاس کبود بنویس بر باور رود

بنویس از من بنویس بنویس عاشق یکی بود

بنویس بنویس بنویس...

آه قصه بگواز این عاشق دور تو از این تنهای صبور

بی تو شکست چو جام بلور

بنویس بر یاس سپید بنویس از عشق و امید

بنویس دیوانه ی تو به خود از عشق تو رسید

بنویس بنویس بنویس...

تو موج غرور این دل سنگ صبور

بنویس از آن که چو اشک از دیده چکید به گونه دوید

بنویس دنیای منی همه رویای منی

منم و بی تابی موج تو هنوزدریای منی

بنویس بنویس بنویس...

غریبونه شکستم من این جا تک وتنها

دل خسته ترینم در این گوشه دنیا

ای بی خبر از عشق نداری خبر از من

روزی تو میایی نمانده اثر از من

---------------------------------------------------------------

سلاااااااااااااااام

چطور هستید دوستان عزیزم خوبید؟

من واقعا هنر کردم بعد از یک ماه ونیم وبلاگ رو آپ کردم!

خلاصه معذرت سرم خیلی شلوغ بود تازه ۷ بهمن امتحانام تموم شد ندا جونم که طفلی امروز امتحاناش تموم میشه.

چشم رو هم بذاری ترم جدید شروع میشه و روز از نو....

خوب تو این مدت که وب رو آپ نکردم اتفاق های عجیب و غریب زیادی برام افتاد شاید براتون جالب نباشه شاید اصلا خنده دار باشه ولی خوب برای من خیلی مهم بود و تصمیمی که باید خیلی وقت پیش می گرفتم رو گرفتم.شاید یه روز همه چیز رو براتون تعریف کردم.

الان در شهر ما برف اومده همه جا رو سپیدپوش کرده خیلی خوشگله ولی اصلا نمی تونم برم بیرون چون خیلی زمین ها لیزه و اصلا بعید نیست که بخورم زمین و...

دیگه اینکه از همه ی دوستان عزیزم که توی این مدت به یادم بودن و کامنت گذاشتن خیلیییییی ممنونم اسم نمی برم چون خیلی زیادن و همشون هم برام عزیزن.

راستی از شعری که گذاشتم خوشتون میاد؟من که عاشق این آهنگم خیلییییییییی قشنگه!!

خوب دوستای خوبم امیدوارم همتون موفق باشید برای من هم دعا کنید که واقعا نیازمند دعاهاتون هستم

شاد و سلامت باشید

+نوشته شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت12:56توسط نازی | |

 

 

نگاه کن که غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایهء سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود

تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها

-------------------------------------------------

سلااااااااااااااااااااااام به همگی

خوبید؟

واقعا متعجب شدید که ندا دو بارپشت سر هم آپ کرده

البته منم متعحبم احتمالا معجزه ای رخ داده.

ولی خوب از همین جا تشکر می کنم ازش که آپ کرده.

خوب این بنده حقیر یه ماهی میشه که آپ نکردم واقعا دوست داشتم ولی خوب این امتحانات میان ترم دمار از روزگارم در آورده آخرین موردش سه شنبه این هفته ریاضی کاربردی بود با دکتر غیور!!!که واقعا جون به لب شدیم هم کلاسی های عزیز که دارن این مطلب منو می خونن حتما درک می کنن.

بله خلاصه امیدوارم که این بلا سر شما نیاد که یک صف طویل از امتحانها رو پیش رو داشته باشید و هر چه امتحان میدید تمومی نداره!!!

این ندا خانوم مخ ما هم گه هی امتحان می ده و از اون ور خبرش میاد که خانوم نمره ی A کلاس رو کسب نمودند نمی دونم چرا من یاد نمی گیرم یه خورده از این دوستم. کاش تو یه دانشگاه بودیم حداقل یه خورده درس می گرفتم ازش!!

بله دیگه دانش آموزان عزیز هم فکر می کنم میان ترم هاشون رو داده باشن از همینجا براشون آرزوی موفقیت میکنم.

راستی نظرتون درباره قالب جدید چیه؟از فائقه جونم تشکر می کنم که به من سایت این قالب رو معرفی کرد

در ضمن می خواستم بگم من از چند تا از دوستام خبر ندارم اگه کسی ازشون خبر داره حتما خبرم کنه:

باران(چرا وبش بسته شده؟)،سمانه،شادی.

و یه دوست دیگم آناهیتا جون که امیدوارم هر چه زودتر مشکلاتش حل بشه و بتونه بیاد وب چون واقعا دلم براش تنگ شده.

و یه معذرت هم باید بخوام از همه دوستای خوبی که تو این مدت نظر دادن و من نتونستم جواب بدم واقعا شرمنده.

خوب دوستان عزیز برای همتون آرزوی موفقیت دارم.

منتظر نظرات قشنگتون هستم.

موفق باشید

 

 

+نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت18:2توسط نازی | |

من امشب دانستم عشق ورزیدن خطاست و محبت من نزد تو پوچ و بی معنی است و اندک اندک در چشمت هیچ خواهم شد و از قلبت همچو نسیمی خواهم گذشت و همه افکار و آرزوهایم بر باد خواهند رفت نه این تو نبودی تو از عشق لبریز بودی و تمام وجودت احساس بود و اکنون بی تفاوت نسبت به من و آرزوهای دلم. امشب دلم شکست و کلبه آرزوهایم ویران شد، رنج نبودنت را احساس می کنم صدای رفتن پاهایت را می شنوم به کجا می روی؟ به یک سمت مبهم! به یک نقطه کور؟ شاید خسته ای از من از بودنم و از محبت هایم شاید بودنم برایت تکراری است عذاب آور، دستهایت را به من بده تا خستگی این عشق بی فرجام از گامهایت فرو ریزد؟

+نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت23:57توسط ندا | |

 

+نوشته شده در جمعه 2 آذر1386ساعت0:21توسط ندا | |

سردی نگاه بشکن
فاصله سزای ما نیست

تو بمون واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه
حتی واسه یه لحظه، می میرم بی تو

خوندن من یه بهانه است، یه سرود عاشقانه است
من برات ترانه می گم، تا بدونی که باهاتم

تو خود دلیل بودنم، بی تو شب سحر نمی شه،

می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم، با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم، واست می میرم، جواب دنیا رو می دم

با تو می مونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم، توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم

با تومی مونم واسه همیشه...

--------------------------------------------------

                                                              

  سلاااااااااااااااام

خوبید؟

چه خبرا؟

من که خوبم امیدوارم شما هم خوب باشید

این شعر رو امروز گذاشتم چون می دونم آهنگش رو خیلی هاتون دوست دارید

خودمم ازش خوشم میاد

امروز می خوام درباره ی موسیقی بنویسم.

موسیقی واسه من خیلی مهمه من واقعا با موسیقی آروم میشم خیلی بخش بزرگی از زندگی منو تشکیل می ده همیشه دنبال آهنگ های جدیدم.

من خودم همه جور آهنگی و به هر زبانی و از هر خواننده ای گوش میدم بیشتر آهنگش برام مهمه مثلا با وجود اینکه از زبان عربی متنفرم چند وقتی عاشق یک آهنگ عربی شده بودم که خواننده اش راغب علامه بود از صبح که بیدار میشدم گوش میدادم تا شب هر جا میرفت تو اتوبوس تو ماشین یا هر جای دیگه هندز فری تو گوشم بود و گوش میدادم خلاصه مامانم از دستم عاصی شده بود طفلی!!!ُ

یا دیگه من زیاد از انریکه خوشم نمیاد ولی خیلی از آهنگاش رو دوست دارم خصوصا do you know که عاشقشم.

خوب نمی دونم نظر شما چیه؟ شما از کدوم خواننده خوشتون میاد؟ بیشتر خارجی گوش میدید یا ایرانی؟ چه سبکی رو ترجیح می دید؟

راستی اگه آهنگ قشنگی سراغ دارید حتما بهم معرفی کنید ها....

منتظر نظراتتون هستم

موفق باشید

+نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت22:24توسط نازی | |

 

از خداوند نیرو خواستم،

ضعیفم آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم.

از او سلامتی خواستم که کارهای بزرگ انجام دهم،

ناتوانم آفرید تا کارهای بهتری انجام دهم.

از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم،

فقرم بخشید که عاقل باشم.

از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم،

شکستم بخشید که بدانم پیوسته نیازمند اویم.

از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرم،

زندگیم بخشید که از همه چیز لذت ببرم.

آنچه خواستم به من نداد،

آنچه بدان امید داشتم به من بخشید،

و دعاهای ناگفته ام مستجاب شدند.

و آنها این بودند:

من هستم! در میان انسانها

و غرق در نعمات پروردگار.

 

+نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت23:40توسط ندا | |

دل من
که به اندازه یک عشقست
 
به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد
به زوال زیبای گلها در گلدان
 
به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای
و به آواز قناری ها
 
که به اندازه یک پنجره می خوانند
 
آه ...
سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من
آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید
دستهایت را دوست میدارم

---------------------------------------------------------------------------

سلام به همه ی دوستان خوبم

خوبید همتون؟

چه خبر؟

من یه ماهی می شد که آپ نکرده بودم ببخشید دیگه من خیلی تنبلم.

خوب مدرسه و دانشگاه خوش می گذره؟ واسه ما که می گذره دیگه.

مرسی از همه ی دوستانی که ما رو فرموش نکردن و نظر دادن بازم از این کارها بکنید.

خوب این یه ماه واسه من که همش به کتاب خریدن و محک زدن درسها گذشت. البته یه چند باری هم با رفقا رفتیم بیرون خوب بود مثلا رفتیم واسه مریم(دوستم) کفش بگیریم سر ظهر بود از گشنگی داشتیم می مردیم ولی هیچ جایی پیدا نمی کردیم غذا بخوریم . زینب(دوست دیگم) هم که مسموم شده بود و نمی تونست هر چیزی بخوره. ساعت 1 بود و ما 2 دانشگاه کلاس داشتیم. خلاصه آخر مجبور شدیم ناهار آیس پک بخوریم!!!!فکرکن!

جاتون خالی آخر خنده بازار بود.اینم عکسی از اون روز:

کلا تو این مدت روزهای که ناهار دانشگاه بودیم تمام مدت غذامون کرانچیپس بود اون هم از نوع کاری دیگه از دیدنش هم حالم به هم می خوره!

البته باز هم از غذاهای سلف بهتره من که از غذای سلف متنفرم اصلا قابل خوردن نیست.نمی دونم دانشجوهای جدید غذای سلف رو امتحان کردن؟از من بهتون نصیحت دانشجو شدید اصلا طرف سلف نرید.

خوب امیدوارم به شما هم خوش بگذره هر جایی که هستید وهر کاری که می کنید.

موفق باشید

بابای

+نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت16:35توسط نازی | |

خدا کند امشب خواب تو را ببینم

مثل غروب امروز

که تو آبی دریا بودی و من ابری سیاه

هر لحظه تکه تکه می شدم

بیا برایم دعا کن ، شاید که امشب ببارم

----------------------------------------

سلاااااااااااااام

خوبید؟

من که خوبم خدا رو شکر

وای که چقدر دلم تنگ شده بود واسه آپ کردن! تو این مدت با خودم می گفتم که بذار اول مهر بشه بعد وب رو آپ کنم

می خواستم برم دانشگاه و بعد تعریف کنم روز اول چه جوری گذشت

ولی حسابی سر کار بودیم بذار براتون تعریف کنم ببینین چی شده:

من دیشب(۳۱ شهریور) به دوستام زنگ زدم قرار گذاشتیم ساعت ۱۱:۱۵ دم در دانشگاه باشیم

منم رفتم سراغ لباسام دیدم مقنعه و مانتوم انگار از دهن شیر در اومدن!!!

واسه همین قید بیرون رفتن با خواهرهای گرامی رو زدم و با سختی فراوان لباسها رو اتو زدم

با خودم گفتم خوب فردا صبحم پا میشم میرم حموم و....

صبح که به سختی و با غلبه بر تنبلی فراوان! از جا بلند شدم و رفتم حموم تو حموم بودم که تلفن زنگ زد .

وقتی از حموم اومدم بیرون دیدم مونس(خواهرم) نشسته پشت میز نیشش تا بنا گوش بازه گفتم چیه شاد میزنی؟

گفت : می بینم که ضایع شدی مریم(دوستم) زنگ زد گفت کلاسها امروز تشکیل نمیشه

منم کاری جز حرص خوردن و لبخند زدن ازم بر نمیومد. تصمیم گرفتم وب رو حتما آپ کنم

راستی روز اول مهر چطور بود؟

امیدوارم سال تحصیلی خوبی واسه همه ی محصلین باشه

به همه ی دوستایی که امسال وارد دانشگاه شدن هم تبریک  می گم:ندا،مهسا،مژگان،ترانه،صبا،فریده و... دوستان دیگه که ببخشید اسمشون یادم نیست

موفق باشید

نظر هم یادتون نره

 

+نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386ساعت13:20توسط نازی | |

  پیش از آغاز طوفان نوح دوستت داشتم

                                    و در همه ی خرابه ها پی ات گشتم

  نه در اهرام ثلاثه ی مصر دیدمت

                                   نه در تخت جمشید

  نمی دانم کدام از خدا بی خبر

                                   بین ما دیوار بزرگ چین کشید

 

-------------------------------------------------------

سلام

چطورید ؟

امیدوارم همتون خوب باشید

من بد نیستم خدا رو شکر

من 10 روز سفر بودم جای همتون خالی خیلی خوب بود حسابی خوش گذشت. از همه ی دوستانی که کامنت گذاشته بودن متشکرم ببخشید که تو این مدت نتونستم بهشون سر بزنم.

چند تا عکس میذارم از جاهایی که رفتیم امیدوارم خوشتون بیاد.

راستی از همتون به خاطر تبریک تولدم تشکر میکنم و یه چیزی باید به یکی از دوستام بگم : فهیمه جونم من به داشتن دوستی مثل تو افتخار هم می کنم اصلا ناراحت نشدم می دونم که گرفتاری عزیزم .

موفق باشید.

عکس۱

عکس۲

عکس۳

عکس۴

عکس۵

عکس۶

+نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت8:7توسط نازی | |

 

زندگی یک صبح بهاری است

اگر دوستی داشته باشی

کسی که با او راه بروی

و با او حرف بزنی

زندگی یک صبح بهاری است

اگر دوستی داشته باشی

تا کمی آفتاب را با او قسمت کنی

که ترا یاری دهد

پس حالا و همیشه

ترا یاری هست

 ---------------------------------------------------------------------------------------

سلام

خوبید؟

منم خوبم .

اول از همه از ندا جونم تشکر می کنم بابت تبریکش. مرسی عزیزم که تو اینقدر مهربونی!

خوب امروز 26 مرداد تولدمه! جاتون خالی دیشب واسم تولد گرفتن خوش گذشت خیلی خوب بود.

یه سال دیگه گذشت و من 18 ساله شدم ! خوب این سال زندگیم پر از اتفاقات مختلف و خوب وبد بود.من سال پیش تونستم وارد دانشگاه بشم ولی خوب بعد فهمیدم که دانشگاه اصلا اونقدر که فکر می کردم خوب نیست و خوب همین یک کم ناراحتم کرد ولی خوب دیگه الان باهاش کنار اومدم.

امروز چند تا از عکسای بچگی هام رو می ذارم ببینید من چه شکلی بودم!

منتظر نظراتون هستم

 

اینم دوتا دیگه لینکشو می ذارم :

http://i12.tinypic.com/66ab6hf.jpg

http://i14.tinypic.com/630ii6q.jpg


+نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت8:39توسط نازی | |